بوسه ام برای تو...

دختر چادر به سر و صورت پیچیده ای تلخ پوش تلخ اندود دهان...

بوسه ام برای تو...

ای ایستاده در مقابل حقیقت آشکار آفرینش.

ای غرق در افسانه های تلخ ممتد گذشتهء ملال آور ...

برای آرامش ذهن زندانی فاحشه ات

بوسه ای به من بده...

بگذار برای زندان کردن ذهنت با بوسه ای خدا را ملامت کنیم...

رویش لب راهزنان و زور گویان و حق خوران برای تمام تاریخ کافیست...

بگذار هرز علفهای لبانت را حرص کنیم.

بگذار درخت خشکیده ابروانت را با کمان دیو افکنان نازپیشهء داستانهای تا انتها شیرین عوض کنیم...

دستانت باکره اند

لبانت باکره اند

چشمانت باکره اند

بگذار تا بسوزانیم پردهء بکر چشمانت را

بکارت نا دیده را با حقیقتت عوض کنیم...

بیا از هیچ چیز نترسیم...

برای شروع تنها بوسه ای به من بده...

 

پ.ن:من دلم می گیرد وقتی میبینم. حوری دختر زیبای همسایه مان زیر زیبا ترین نارون توی حیاط فقه می خواند 

((سهراب))

 

/ 14 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزند سرنوشت

آری تن پوش باکرگی تنها برای لالایی احساسم برای این نقش بی بعد تو برای عروج اوج خویشم و برای بازی دست های اقاقی در آن طرف فراموشی تنش را می یابد

زهره

هر روح زهره آسمانی روح دیگراست...... عشق والاترین واژه ای همسنگ باخداست[گل]

میترا

عالی بود. نت عشق [دست][دست]

زینب

بوی بوسه می یاد!!!! نکنه .....[چشمک] سلام کم پیدا آپم

سپیده

نانی رو که تو لینکت دیدم فهمیدم که جای درستی اومدم

[گل]

سه تارزن

به روزم