در این خاکستری طهران(1)

در این مُرداب خاکستری... طهران،،،

یادگار قجر و آغای محمد خان...

می لولند هنوز،جاهلان این زمان و نخبگان آن زمان.

در این خاکستری ،،،طهران،

که می دوزند یک یک را

که می بوسند جاهل را

نمیگیرند قاتل را...

...

همه از زنده بیزارند،

همه بیکار بیکارند،

همه با هم،همه تنها

همه،بیمارِ بیمارند...

 

در این خاکستری،طهران

همان مردان،که می نالند،

وزین نامردمی خسته،

 به قالی ،اشک میمالند...

 

چو صبح آید همه دزدند،

همه نیرنگ می بارند

همه چنگ و همه دندان،

همه در فکر مُردارند...

در این...

 

 

 

 

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

خوب بود! دوست داشتم[گل]

سپیده

آری ! همه بیمار ِ بیمارند

سپیده

شما نمیخواهید دیگه دست به قلم ببرید ؟

نرگس

در این خاکستری طهران، چه قلب ها سوختند، چه عشق ها مردند، چه خاکستر ها بجا ماندند. همه آهی در دل، پایی سخت در گل غم ایامی چند، کور سوی نوری کمرنگ[گل]

ترانه

و من خوشترین خاطرات از همین خاکستری طهران تو دارم

زهره

سلام خیلی وقت بود که به وبلاگتون سرنزدم خیلی قشنگ بود خصوصا اونجایی که گفتین "همه از زنده بیزارند.همه بیکار بیکارند........ موفق باشید

زهره

سلام.اگه به مطالب جدید ایران وجهان علاقه مندید به وبلاگ ما سربزنید ضررنمیکنید[چشمک]

shahram

در این تهران همان ها هم که بیکارند به فکر جمع دوزاری برای تکه ای نانند [دست]