توحمات دایی علیرضا

وقتی آمدم سختی زیادی کشید.

اما من ندانسته به دعوت خودش آمده بودم وتدبیری جز تحمل خودکرده نداشت و تحمل کرد

انگار آمده بودم که انتقام تمام بدبختی های زنان زجر دیده تاریخ را از چرخ ستمگر بگیرم.

انگار آمده بودم که هر آنچه نداشت داشته باشم.

اما از وقتی خاطرم هست فقط میشمرد.

اول زمین افتادنم  را میشمرد.

بعد زمین خوردنم را تا وقتی فهمید نشدم تمام آنچه میخواست.

دیگر نشمارد....

نشماردو رفت.....

رفت......

از کودکی لجباز بودم. دیگر بر نمی خیزم

نخواهم ایستاد

تا روزی که او را ببخشم

آن روز در همه جهات قدم خواهم زد و روی تمام دختران را خواهم بوسید از روی ترحم!!!!!!!!

(برداشت از نوشته دایی علیرضا پشت آلبوم عکس )

 

 

/ 3 نظر / 12 بازدید
keyvank2

in daiit ajab kaaresh doroste.....live nist?ehianan

سام ملک زاده

موجودات هرمونی و بد شانس و زجر کشیده و محدود ولی قابل احترام