سام نریمان

قطار میرود...
تو می روی...
توقف قطار به خاطر نقص فنی بود.

و ریل خواهد فهمید که دل بستن به قطار تنهاترش خواهد کرد...
سوز برف نشسته بر تنش را بیشتر...
و فرسوده شدنش را ...
ریل در وسط بیابان تنهایی هایش به ریل های جلوی ایستگاه قطار حسادت می کند.
چه زود فهمیدند هر سلام یاد آور بدرودیست. و به رفتنی نباید دل سپرد...

ریل تنها دلش برای قطار هم می سوزد...
تا زنده است همیشه در حرکت اما اسیر دست ریلهاست...

ه.خ

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/٥ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ توسط سام نریمان(هدایت خزایی) نظرات () |

Design By : Night Melody