سام نریمان

چه وضعیست این؟

آهای

تو که ایستاده ای آن بالا و نمی بینم تو را و می گویند که هستی همه جا و نمی دانم که راست یا دروغی.............

چه وضعیست این؟

مادرم می گوید بدون خواست تو برگ از درختی نمی افتد.

آیا این است خواسته تو؟

آدم کوچولوها دارند بالا می روند از سر و کول جهان و زمان...

چه وضعیست این؟

نکند واقعا" رازیست در این؟

چه رازیست؟

می خواهی اندرزمان بدهی؟

پند های دوباره...

باران پندت را بر سرمان ببار و خلاصمان کن.

آهای با تو ام......

من اندرز نمی خواهم.

من بهشت نمی خواهم.

می خواهم آدم خوب داستان باشم.

 

امان از این داستان ها که همه خوبی ها برای نقش های اول است.

من را ببر که نباشم در این داستان تکراری بی سر و ته.

واقعا تو آفریدی مرا؟

آخر الان وقت آفریدن بود؟؟؟؟؟؟؟

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۱ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ توسط سام نریمان(هدایت خزایی) نظرات () |

Design By : Night Melody